Submitted by Jeff Purtle on ش., 09/10/2016 - 17:40
Claude Gordon

چرا بسیاری از مردم از فاصله های دوربرای هنرجویی نزد کلاد گوردون می آمدند؟ چه چیزی او را منحصر به فرد می کرد؟ چرا بسیاری حرفه خود را مدیون به آموزش این مرد هستند؟

محتوای آموزش کلاد مسیر و روش او در نیل به آن، منحصر به فرد بود. عقیدۀ محوری او این بود که همه نوازندگان بزرگ در یک راه گام برداشته اند. او متوجه شده بود که درست زدن فراتر از همه سبک های مختلف است و روش معمول بسیاری که مسیری طولانی وگرانقیمت تمرکز بر نواختن قطعات سولو را دنبال می کردند پیش نگرفت. با پذیرفتن روش کلاد گوردون به عنوان یک پیش فرض ما باید از خودمان بپرسیم که چرا میزان موفقیت او ذر تدریس ازدیگران که آنها نیز زیرساختهای اصلی را فهمیده بودند بیشتر بوده است. جواب پرسش آماده سازی مناسب مطالب آموزشی در مقایسه با دیگر اساتید است. درسهای او معیین، تمرینهای روزمره مشخص وقاعده مند و با برنامه گام به گام پیش میرفت. ما درخلال دروس هیچگاه با بی نظمی از مطلبی به مطلب دیگر یا به آخر کتاب نمی پریدیم. کلاد برای هرهنرجو برنامه ای مخصوصی داشت و می دانست که چگونه او را در مسیر پیشرفت هدایت کند. یکی از نکات مثبتی که کلاد گوردن در مورد کلارک (نوازنده اسطوره کورنت Herbert L Clarke) می گفت این بود که کلارک به او یاد شیوۀ نگرش و تعمق را آموزش داده بود و این در مورد هر کسی که با کلاد به هنرجوئی پرداخته نیزصدق می کند. با روش ساختاری او هنرجویان توانایی پیدا می کردند که اصاره و روش استفاده از همه متدهای بزرگ را دریافته واز آنها در تمرینهای روزمره هوشمندانه استفاده کنند.
 

هسته اصلی فلسفه آموزشی کلاد در ساختاری، به نام هفت بخش اساسی(اصول هفتگانه) بود. این ادعا که تنها یک راه صحیح برای درست نواختن وجود دارد، با توجه به همین ساختار گرفته می شد. مبنا قرار دادن تفکر او درک درستی از قوانین طبیعی که غیر قابل تغییر هستند به ما می دهد. قوانین طبیعی حاکم بر نواختن ترومپت شامل چیزها دیگر نیز می شود. کلاد اغلب ازپروازهایش با هواپیما مثالی می زد تا نشان دهد که ما برای پرواز قوانینی را که باعث نگرانی می شود شناخته و آنها را حذف می کنیم که می تواند در ضمینۀ نواختن سازهای برنجی نیز به همین صورت باشد. البته این حقیقت کسانی را که با او مخالف هستدد را ممکن است برنجاند چرا که واضح است که دیگر مسیرها اشتباهند.

درادامه شمایی کلی از"هفت جرء اساسی یا اصول هفتگانه" با توصیفی مختصر در مفاهیم آنها داده شده است. هدف این است که هر کدام از اجزا با یکدیگر در هماهنگی کامل همکاری کنند. اگربخشی به درستی کار خود را انجام ندهد ,روزی پر کشمکش وپر تقلا بوجود خواهد آمد. در متود Herbert L. Clarke’s Setting Up Drills نیز به این اجزا اشاره که نشان می دهد روش کلاد دقیقا مانند مسیر کلارک است. او ۱۰ سال شاگرد هربرت ال کلارک بوده است.بعضی از افراد در مورد عنوان کتا ب Brass Plaing Is No Harder Than Deep Breathing ( ساز بادی برنجی زدن از نفس عمیق کشیدن سخت تر نیست ) نوشته کلاد همیشه دچار این سوء تفاهم میشوند که تمرکز اصلی روی تنفس است. منظور ازاین عنوان این است که وقتی تمام اجزا بدرستی با هم کار کنند نوازندگی ترمپت به سادگی نفس عمیق کشیدن است که همه توانایی آنرا دارند. با ساختارصحیح تمرین ، این اجزا پرورش یافته وعادت می کنند تا بصورت مناسب با هم کار کنند هر آنچه شایسته یک نوازنده ماهر است پدید آید.

هفت مورد اساسی توضیح داده شده عبارتند از:

۱. توان فوت یا دمیدن

توان فوت اشاره به پشتوانه قدرت دمیدن دارد. این قدرت باید قبل از کنترل کردن دمیدن پرورش یابد. ازاینرو برای شروع نباید خیلی ملایم نواخت چرا که نرم زدن به همان اندازه نیروی دمیدن می خواهد و در عین حال به کنترل نیز نیاز دارد. جای دیگر روی این توانایی ( نواختن ملایم ) کار خواهد شد. درغیر این صورت شما نه توان دمیدن و نه کنترل خواهید داشت. تنفس صحیح بستگی به حالت درست ایستاده یا نشسته زدن و نفس عمیق گرفتن در هر لحظه که شما شروع به ساز زدن می کنید دارد. کلاد به صورت خلاصه میگفت " نفس عمیق ، سینه بالا" “Big Breath, Chest Up.” اگر سینه شما بیافتد ( پایین بیاید ) تمام توان خود را در دمیدن از دست خواهید داد. آنچه به عنوان نفس گیری دیافراگمی شناخته می شود نامی بی ربط است و باعث سردرگمی بیشتر برا نوازنده ساز بادی خواهد شد.


توان بادی از طرق تمرینات تنفس، نگاه داشتن نتهای بلند که باعث فشار ایزومتریک برعضلاتی است که در دمیدن بکار گرفته می شود و تمرینات رنج یا محدوده ساز (Range (پرورش داده می شود.

۲. زبان

شاید زبان از بد تعبیر شده ترین موارد باشد. کارای آن فراتر از بیان آرتیکولاسیون های موسیقی می باشد. اولین چیزی که در این بخش باید درک شود این است که زبان کنترل کننده جریان خرجی هوا از دهان است. وقتی نوازنده نتهای بالا را می زند زبانش باید به سمت انحنای قوسی شکل دهان ونیز بطرف جلو کشده شود مانند تلفظ Eee همچنین وقتی به سمت نتهای پایینتر یا بم تر می رود باید مانند تلفظAww زبان صاف شود. جایگاه یا لِوِل زبان ) Tongue level ) به بیش از این نیز ارتباط دارد تا جای که هر نت دارای جایگاهی مشخصی از سطح زبان است . درک این نکته پاسخی برای چکونگی نواختن نتهای بالا است . جریان بالای هوای خروجی از دهان دلیل ارتعاش لب در نتهای بسیار بالا است.
 

  • زدن تکی ( single tonguing ) فقط با توجه به لول انجام می شود. نوک زبان باید همیشه و به آرامی در تماس با بالای دندانهای پایین باقی بماند.قسمت میانۀ زبان نزدیکتر به سر زبان، ,باید حالت تلفظ حرف T باشد. (T attack) کلاد به این امر با عنوان اصلاح “K Tongue Modified ) ) یا KTM اشاره داشت چرا که این تکنیک بسیار شبیح به زدن با تلفظ حرف K بود با این تفاوت که بیشتر به جلو حرکت می کند. استفاده از زبان به هر صوزت دیگر به طور مثال (بالا رفتن نوک زبان به طرف دندانهای بالا) مسدود شدن قوس جلوی دها ن و حرکات اضافی زبان خواهد داشت. درک این مطلب به جواب این سئوال کمک می کند که چگونه شما می توانید در رجیستر های بالای ساز بدون طپق و کاملاٍ دقیق و تمیز ساز برنید وچگونه با سرعت بالا تک ی ( single tongue ) بزنید. همه در در نوازندگی از لول بدون اینکه متوجه باشند استفاده می کنند. KTM توسط همه تدریس نشده و عده زیادی آنرا نمی شناسند.KTM باید با نواختن تمریناتی نظیر زدن با تلفظ حرف K تقویت شود.

۳. کنترل فوت (دمیدن)

کنرل فوت اداره کردن نیروی پرورش یافته دمیدن یا تون بادی ( مورد اول) است. برای شروع نوازنده استفاده از آنرا با قویتر دمیدن درزمان سعود و نرمتر دمین در سیر نزولی نتها می آموزد. نیروی مقاومت کننده با قوس پیدا کردن زبان افزایش یافته و حاصل بیشتر شدن فشار هوا می شود. اگر نوازنده خیلی ملایم بزند نتی بصدا در نخواهد آمد. "هیچوقت نرمتر از وقتی نت حتمی زده می شود ننوازید " “Never play softer than you can get a sure sound”جمله کلیدی کلاد در این زمینه بود. توان دمیدن و لول یاجایگاه سطح زبان باید به خوبی در این مورد با هم همکاری داشتع باشند." کار را هوا میکند، زبان کانال زیر و بمی می شود " “The air does the work, the tongue channels the pitch” این مکررا توسط کلاد گفته می شد. هر چه نوازنده آزموده تر می شود باید روی جنبه های دیگر این مورد ( کنترل هوا یا دمین ) متمرکز شود. چندین بار نواختن با یک نفس, نجوایی زدنwhisper) ) و ملایم نواختن در سیر سعودی نتها از دیگر تکنیکهایی است که نیاز به آزمودگی بیشتر و زیر ساختهای کافی تر دارد.

۴.انگشتان دست راست

انگشتان دست راست به حالت یا اکول صحیح گرفتن ساز اشاره دارد. ولوها باید توسط قسمت توپی انگشتان کوبیده شوند نه اینکه نوک انگشتان فشرده شوند .انگشتان باید از ولوها جدا شده تا بطور قطعی برای سرعت بیشتر تمرین داده شوند. این از آنچه بعضی تصور می کنند آرامتر نخواهد بود. در واقع این تمرین باعث پرورش یافتن سرعت انگشتان خواهد شد. شصت دست راست باید به راحتی در کنار دیواره ولو اول در نزدیکی سرساز قرار گیرد. این حالت آزادی بیشتری به انگشتان برای کار بر روی ولو ها می دهد. انگشت کوچک باید خارج از قلاب باشد تا انگشت سوم تحرک بیشتری پیدا کند.انگشتان دست راست باید مکرر و پیوسته با با کنترل هوا تمرین داده شوند تا توانایی تمرینهای خاصی با سرعت و دقت لازم؛ چندین بار با یک نفس ایجاد شود.

۵. دست چپ

دست چپ باید تمام وزن ساز تحمل کند تا انگشتان دست راست عملکرد مناسبی داشته باشند. ساز باید محکم گرفته شود ولی در واقع مچ دست باید به منظور هماهنگی و راحتی حرکات فک و صورت انعطاف پذیر باشد. محفظه ولوها باید در کف دست قرار گیرند. عادت در اختیار گرفتن کنترل کامل ساز با محکم گرفتن ساز نیز تقویت می شود. کلاد میگفت:" شما رئیس هستید" “You are the boss!”—CG محفظه ولو ها نباید به اطراف پچرخد زیرا بر حرکت راحت و طبیعی انگشتان دست راست تاثیر خواهد گذاشت.


۶. عضلات صورت

عضلات صورت عملکرد تنظیم نگه داشتن لبها در حالت ارتعاش را بر عهده دارند.آنها در روند صعودی نتها کمی احساس انقباض و در سیر نزولی شل می شوند. نباید زیاد نگران این مطلب باشیم. هر کدام از شاگردان کلاد "لب را فراموش کن"“Forget about your lip!” را زمانی که نگران لبشان بودند یا وقتی می خواستند در این زمینه بحثی کنند از او شنیده اند. حالت انقباض از این جهت اهمیت پیدا می کند که نوازنده به دام عادات بد نظیر لبخند زدن, باریک کردن و قنچه کردن و دیگر موارد غیر طبیعی نیفتد. تمرین درست جایگاه یا لول زبان tongue level exercises ) ) در کنار تمارین قوی تر زدن و تاکیدی تر زدن درنتهای بالا ( تمرینهای توان دمیدن و کنترل دمیدن) به این مورد کمک می کند و اینگونه تمرینها همه چیز را در کنار هم جمع کرده تا عضلات صورت به طور مناسب با هم کار کنند, بدون اینکه به آنها فکرشد.( بصورت عادت)

۷. لبها

تنها عملکرد لبها ارتعاش است. ارتعاش لبها خیلی شبیح مخروط داخل بلندگو یا آنش (قمیش) دو لبه در ابوا می باشد. برای تولید نواک (زیر و بمی) مورد نظر آیتم دیگری باید رل خود را بازی کند. توان دمیدن و لول مناسب زبان دلایل اصلی و ارتعاش لبها نتیجه آنها می باشد. در این مورد یک جای ایده آل برای قرار دادن سرساز جهت ارتعاش آزادانه تر وجود دارد و آن قرار دادن سر ساز دو سوم روی لب بالا می باشد. توانایی در نواختن نتهای بالا هیچ ربطی به قوی بودن لبها ندارد. لبها برای انجام عملکرد خود باید انعطاف پذیر باشند. باید مراقب لبها بود که از هر گونه بد رفتاری حفظ شود تا مانع ارتعاش آزادانه آنها شود. برای قوی کردن لبها از هر گونه وزوز کردن buzzing ) ) وزوز کردن با سر ساز یا با لب تنها) استفاده از سر ساز تنگ ( کم نفس ) و نواختن نتهای بلند ( تمرین نت یا گام کشیده ) پرهیز کنید. درهنگام استراحت سر ساز را از روی دهان بردارید تا از خستگی بیشتر، سفتی (بی انعطافی) وگسترش عادات بد جلوگیری نمائید. روی نتهای پدال و لول سطح زبان جهت پرورش ارتعاش آزادانه لبها تمرین کنید. ازتمرکز و فکر زیاد روی لبها پرهیز و از این بحث عبور کنید.

این تفکر شانس و استعداد مورد نیاز است را متوقف کنید. چیزی به عنوان شانس وجود ندارد! همان طور که هربرت ال کلارک یک قرن پیش گفته : شما باید از هر گونه دوز و کلک بپرهیزد وهمانطور که هربرت ال کلارک نزدیک به یک قرن پیش گفته " از مغزتان استفاده کرده و سنتها را کنار بگذارید" "not follow tradition and use your brains" as Herbert L. Clarke said